مرگ بر شاهین نجفی
از خدا میخواهم نوابی ظهور کند، اصلا از خدا میخواهم نواب شوم تو را بکشم و بر فراز جنازه متعفنت اذان بگویم
پیش به سوی حکومت جهانی اسلام
از خدا میخواهم نوابی ظهور کند، اصلا از خدا میخواهم نواب شوم تو را بکشم و بر فراز جنازه متعفنت اذان بگویم
اول : زاکانی را دوست داشتم آن زمانها که با دانشگاه آزاد و مرتضوی و فتنه و مشایی درگیر میشد نه این روزها که بجای دغدغه و آرمان برای رسیدن به قدرت، نه روشنگری، که دست به هر کاری میزند!
دوم : جرس را میخواندم لذت بردم از توهینهایی که به پایداری میکردند و بیش از همه لذت بردم از این جمله ( طرفداران مصباح و جبهه پایداری از دیگر طرفداران رهبری تندروتر بوده خواستار برخورد قاطع تر با هاشمی رفسنجانی هستند.)
سوم : مملکت جالبی داریم 13 ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری سایت قالیباف 92 راه میافتد ستاد میزنند خرج میکنند و همه حرف از دخالت احمدینژاد و جریان انحرافی در انتخابات و ... میزنند خوب حتما بی قانونیهای یک شهردار گناه و انحراف نیست . چیزی که برای رئیس جمور بهتر است اصلا باعث استیضاح شود .
چهارم : در آخربه همه خاله زنکهای عرصه سیاست در ایران خسته نباشید میگویم!!!؟
انتخابات با همه سر و صدا هایش پر شده از سانسور بچه حزب اللهیها طرف مقابل واقعا قصد دارد صورت مسئله را عوض کند فقط به ما میگویند شما به صورت اثباتی چیزی برای گفتن ندارید هر چه میگوییم مگر میگزارید حرفی بزنیم که جای مطرح کردن حرفهای ثبوتی هم باشد، البته چیزی که به جایی نرسد فریاد است !!!!
سردبیر یکی از دو نشریه جبهه پایداری( هفته نامه 9 دی ) بازداشت میشود
سایت بیباک وسایت 598 فیلتر میشود
و همچنان شفاف و تهران امروز با لجن پراکنی دم از اخلاق میزنند!!!
حالا انصاف بدهید رجا نباید در برابر تهمتها و لجن پراکنیهای گوناگون از آبروی مومن از آبروی نظام و از آبروی دستاوردهای انقلاب دفاع کند و آیا در این هجمه جایی هم برای طرح مسائل ثبوتی میماند .
همه اینها را گفتم نه برای درد دل برای اینکه اشاره ایی کنم به قسمت ثبوتی قضیه !؟
به روشنی باید گفت غروب جریان مدرنیته خواه در افق جامعه ایرانی از بهمن 57 شروع شد و پس از انتخابات 88 به پایان رسید فتنه درد جان کندن این فرزند نامشروع استعمار غرب در ایران بود . اما همه چیز به پایان نرسیده است جریان خواهر خوانده آن یعنی مدرنیته اسلامی همچنان زنده است و اتفاقا با استفاده از رنگ و بوی دینی تر خود( نسبت به حاشیه های کمرنگ و از سر ناچاری دینی جریان مدرنیته خواه ) به شدت به اسم اسلام و انقلاب و ولی فقیه در حال فعالیت است همه را سانسور میکند و به همه حمله میکند تا کسی متوجه نباشد که این جریان در طراز آرمانهای انقلاب اسلامی نیست .
این جریان (مدرنیته اسلامی ) در باب علوم اسلامی ـ در باب توسعه ـ در باب عدالت ـ خود را مبتنی بر اندیشه های جهان شمول انسان غربی میداند اگر هم نداند به شدت عملگراست نتیجه برایش مهم است به تئوریها و تاثیر استفاده از ابزار غیر بومی توجه ندارد و یا حتی آن را تخطعه میکند ویا با بدبینی به آن مینگرد چون آن را آزمایش نشده نمیداند . به ماتریالیسم عملی دچار شده حاضر نیست هزینه ساخت تمدن اسلامی را از کیسه اعتبار خود خرج کند و مطمئننا به سنت الهی هم بیمناک است و یقین ندارد . منظورم نه با کل لیست جبهه متحد که با جریان منتسب به قالیباف و لاریجانی و ساکتین فتنه است برای این آقایان تحقق تمدن اسلامی به واقع همان تفکر رفسنجانی معابانه ژاپن اسلامی است . میگویند مدرنیته را قبول میکنیم و بر آن حدی از اسلام میزنیم . اینجاست که آدم در میماند اندیشه تکنو کرات گونه آقایان وجه ثبوتی است و این همه آرمان تجربه و نظریه در حوزه تمدن سازی اسلامی گفتمان صلبی است ؟!( دراینجا توصیه میشود امثال نبویان و روانبخش و سقای بی ریا را با همه پشتوانه تئوریک گفتمان موسسه امام خمینی مقایسه کنید با پشتوانه کسی مثل باهنر )
نمایندگان مجلس آینده باید توان تحمل و استقامت و اخلاص انقلابی لازم برای حرکت دادن قوانین و ساختارهای جامعه به سمت تمدن اسلامی را داشته باشند . ما به نمایندگان کپی ـ پیست کار هیچ نیازی نداریم نمایندگانی که کار تخصصیشان ترجمه قوانین کشورهای دیگر و منتاژ داخلی آن است . ما به نمایندگانی که به فکر ساخت تمدن اسلامی نباشند و نهایت دغدغه اشان تمدید دوره هر 4 سال یک بار باشد نیازی نداریم. به نمایندگانی که نهایت آرمانهای امام و شهدا را در سوال از رئیس جمهور و جنجال و سر و صدا بر سر آن میدانند نیازی نداریم. به نمایندگانی هم که بینش صحیحی از افقها و قلل تمدن اسلامی ندارند ایذا هیچ نیازی نداریم .
ما به جاده صاف کنهای انقلاب به ادامه دهندگان راه شهدا به انقلابیونی نیاز داریم که در برابر هیمنه غرب با ساخت و پرداخت تمدن اسلامی تمدن آمریکا را به چالش بکشند و افق چشم جهانیان را به سحرگاه ظهور باز کنند .
تکلیف ما مشخص است مبارزه همچنان باقیست دیروز جریان مدرنیته خواه به دنبال کودتا بر علیه نظام بود امروز جریان مدرنیته خواه اسلامی در فاز اول به دنبال پیگری استحاله نظام و عدم اجازه به انقلابیون برای پیشبرد و تحقق آرمانهای نظام و انقلاب است .
با آنکه من دوست دارم با این جریان انقلابی باشم و خودم میدانم که چقدر از آنان دورم اما رای من جریان انقلابی تمدن ساز است . اگر بنایم بر لیست باشد 80 درصد لیست جبهه پایداری این ویژگی را دارد . ویژگی که در لیست جبهه متحد به جای قاعده به استثنا بدل گشته .
در چنین شرایطی و با وجود تمام بی تقواییهای چند ماه اخیر یاران سلیمی و با وجود تئوری دوستان که باید چپ و راست را با هم داشت. اما به خاطر رای نیاوردن نمایندگان اصلاحات و افتادن تریبون مجلس دست آدمهایی که تکلیفشان در شرایط سخت با ولایت و نظام مشخص نیست به سلیمی رای میدهیم و از سلیمی حمایت میکنیم با تمام انتقادها و شکایتهایمان که البته تا به حال فقط به صورت خصوصی با خود او و اطرافیانش مطرح کرده ایم و البته آنها به صورت علنی ما را تخریب کرده اند.
سلیمی باید رویکرد خود نسبت به اطرافیانش و نسبت به حزب الله شهرستان را کمی عوض کند از اولی کمی فاصله گرفته و به دومی نزدیکتر شود اما ما برای اصلاح ابرو هیچگاه چشم را کور نمیکنیم! البته امیدواریم عفونت ابرو خود باعث کوری چشم نشود!؟
حال وظیفه و عمل انقلابی شرعی و عقلانی ما حمایت از همین نماینده حداقلی جریان حزب الله است و تلاش برای رای آوری او .
در تئوریهای توسعه در علوم سیاسی مشهور است که به هر اندازه شما اقتصادسرمایه داری را اخذ کنید ناچار باید سیاست و فرهنگ مبتنی بر اقتصاد سرمایه داری که همان لیبرال دمکراسی در عرصه سیاسی و لیبرالیسم در عرصه فرهنگی است را نیز بپزیرید و عدم پزیرش از طرف شما باعث انباشت موجی از نیاز به این موضوع میگردد و این موج هرچقدر بزرگتر شود مخربتر می گردد موجی که بر اساس این تفکر در آغاز سال 2011 انقلابی لیبرالی را در تونس به وجود آورد. اما اگر همه مسائل به همین سادگیست پس چرا غرب و مشخصا آمریکائیها زودتر دست به کار نشدند و شرایط را کاملا کنترل شده به پیش نبردند ؟اما من میگویم آنها سالهست که دست به کار شده اند طرح خاورمیانه بزرگشان کاملا موید همین موضوع است . در ضمن آنها به خوبی به تئوریهایشان هم اعتقاد دارند چه دیدیم که در مصر به سرعت کوتاه آمدند زیرا با توجه به تئوری پیش گفته مصر را نزدیکتر به الگوی خود میدانستند اما در یمن و یا بحرین این کوتاه آمدن رغم نمیخورد .
اما از لابلای فضای اندیشه توسعه و نوسازی کمی بیرون بیاییم و به فضای اندیشه اسلامی سنی مراجعه کنیم تا در اینجا تکلیف کار بر ما مشخص شود فقه سنی قدیم به هیچ عنوان بحث انقلاب را جایز نمیشمرد حتی در برابر حکومت ظالم اما نظریات جدید فقهی در اهل سنت که پایگاه اصلی آن هم در گروههای اخوانی است با نگاه به ضرورت احیائ خلافت اسلامی به دنبال حکومتی نیمه آرمانی حرکت میکند و همین زمینه ساز نوعی عدم پزیرش نظام ظالم در این فضا میگردد فضایی که به هیچ عنوان در بین گروه های حنبلی وجود ندارد و اگر در سوریه ما شاهد اعتراض هستیم این اعتراض اعتراضیست به حکومتمجوسان علوی که البته کشتنشان برای ورود به بهشت واجب است !
اما واقعیت نه دمکراسی خواهی لیبرال است نه تولد توانی جدید در فقه اهل سنت برای انقلاب اللخصوص فقه حنبلی واقعیت عبارت است از بغض فرو خورده مستضعفین کشورهای اسلامی مستضعفینی که استضعاف فرهنگیشان انقدر هست که ندانند یا حتی برایشان مهم نباشد فقه محافظه کار سنی مئاب چه نسخه ایی برایشان میپیچد مستضعفانی که استضعافشان آنقدر هست که به نان شب محتاج باشند و با دست فروشی همانندمحمد البوعزیزی (جوانی که با خود سوزی خود راه بیداری اسلامی را هموار کرد) زندگی را بگزرانند و اصلا امکان حضور در اینترنت یا فیس بوک را از لحاظ توان مادی نداشته باشند چه رسد به اینکه بخواهند در آنجا به یکباره لیبرال شده در همان فضای مجازی ارتقای سطح نموده به طبقه خرده بورژوا دخول کرده و از آنجا پرچم انقلاب لیبرال را بر سرزمین خود بکوبند . مستضعفانی که اتفاقا به نماز ، حجاب و دیگر عناصر گفتمانی اسلامی دل بسته اند ( شواهد آنرا میتوانید بعد از انقلاب تونس اللخصوص ببینید ) شعار اصلیشان ا.. اکبر است و البته رایشان هم ایجاد حکومت اسلامی است . شما اینها را لحاظ کنید در برابر این واقعیت سخت و صعب که مطالبه مردم بسیار بیش از توان فقه کنونی اهل سنت و یا حتی پتانسیل و افقهای پیش روی آن است . تونس تمامی این قواعد را دارد مردم بر علیه یک حکومت سکولار قیام میکنند شعار دینی میدهند گفتمان دینی رقم میزنند رای به حکومت دینی میدهند و بسیاری چیزهای دیگر و از آنطرف به واقع نه پایگاه فقهی از اهل سنت در آن کشور است و نه تشکیلات منسجمی حداقل در حد و اندازه اخوان المسلمین مصر . اصلا چرا انقلابهای عربی با تحلیل لیبرالها در مصر زودتر از تونس رخ نداد ؟ خوب دقیقا به خاطر همین عدم وجود مرکز فقهی محافظه کار یا حتی عدم پاسخگویی دوباره مدلهای نوسازی در این فضای فرهنگی از جهان شما دیگر تقدمه و تاخرهای علمیتان در این فضا جواب نمیدهد و غلط از آب در می آید . اما سوال اساسی از خودمان است که چرا در این شرایط اعتقاد ما به سنن الهی کمتر از اعتقاد غربیها به نظریات اثبات ناپذیر و ایدئولوژیکشان است؟
واقعیت این است که سنت خدا جاری میشود و در ورای تمام این تحلیلها مستضعفین وارثان نهایی زمینند شاید انقلاب تونس در 2011 به سرنوشت مشروطه ما دچار شود اما سنت خداوند پایان نمییابد. استضعاف با نظامهای نا عادلانه لیبرال یا بر آمده از فقه بریده از اهل بیت و سنی ماب رخ از ما بر نمیگیرد و ایذا شرک و کفر. و تا این عوامل هست ماهستیم و تا ما هستیم مبارزه هست و تا مبارزه هست انقلاب هست بیداری هست امید هست و سحر نزدیک است.

الهم ارزقنا رزقا حلالا طیبا طاهرا

اما این وبلاگ هنوز هم جایی است برای نوشتن اما حالا که کمی درد استضعاف اینترنتی میکشم و کمتر میتوانم در اینترنت حضور داشته باشم از وبلاگ هم خوشم نمی آید گویا هنوز هم که هنوز است در این کشور اینترنت مال بچه مایه دارهاست هم سطهحای من نمیتوانند هر آن به راحتی به اینترنت وصل بشن تا از طریق وبلاگ مطالب مرا دنبال کنند به همین خاطر عذاب وجدان دارم با آپ کردنت ای وبلاگ!!!
این روزها طعم الاهیات سیاسی با دکتر کاشی طعمی است که برای ذهن من نامفهوم و نامانوس است نه شیرین است نه تلخ نه با نمک نه بی نمک و نه حتی تند و ... مزه عجیبی دارد شاید هنوز این طعم را نامگذاری نکرده اند؟؟؟
هيچ نگفتيم چون بين بد و بدتر هم كه شده بايد بد را برگزيني اين قانون گريز نا پذير دموكراسي غربي است و البته عباسي اصلاح طلب بدتر اين داستان شگفت ماست.
وبلاگم را بخاطر اينها نبود كه آپ كردم! به خاطر اينها آپ نميكردم. اما آنچه مرا وادار به نوشتن دوباره كرد قانون بسيار زشت و توهين بر انگيز مجلس بود درباره حقوق مسئولان سياسي.
و ديدم هيچكس بهتر از حسين شريعتمداري در اين دو بند حرف دل امثال ما را نزده
اين سؤال جدي و منطقي از نمايندگان رأي دهنده به استفساريه مورد اشاره در ميان است كه آنان نماينده مردم هستند و براي خدمت به مردم و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران وارد مجلس شده اند و يا آن كه خداي نخواسته در قبول اين مسئوليت سوداي سود داشته و به منافع مادي و شخصي خود مي انديشيده اند؟!
راستي امسال را رهبر فرزانه و حكيم انقلاب سال «جهاد اقتصادي» ناميده و درباره چرايي انتخاب اين نام نيز توضيح روشني ارائه فرموده اند. به يقين مقصود و منظور آقا از جهاد اقتصادي، تلاش مسئولان محترم دولتي و نمايندگان مجلس براي تامين رفاه مادام العمر خود نبوده است.
جون مادرت به اسرائیل کمک نکن ( قسمتی از التماسهای یک کودک فلسطینی)
1- شعار : مرگ بر اسرائیل
2- عقیده: از اسرائیل بدم می آید آنقدر دلم میخواهد یک روز همانند مکه و مدینه بتوانیم به زیارت قدس شریف نائل شوم ، از فراماسونری جهانی متنفرم هر چی میکشیم زیر سر این جانوراست، ای کاش میتونستم به این مردم مظلوم غزه کمک کنم.
3- عمل :وای که دلم چقدر فانتا میخواد! ، میدونستی بهترین گوشی دنیا نوکیاست؟ ، لب تاب فقط hp ، نسکافه نستله رو که نگو و نپرس؟
4- نگاه از بیرون : در طول یک سال چه شود- اتفاقی بیافتد حالی بهمان دست بدهد، در انتهای افق شرافت و مردانگی قرار بگیریم ناگهان 200 تومان کمک کنیم به فلسطین، اما اما امان از کمکهای میلیونی به اسرائیل ، آنهم بدون چشمداشت !
5- تحلیل واقعیت : سالی 200 به زور میدیم فلسطین که دوستش داریم سالی میلیون میدیم اسرائیل که ازش نفرت داریم این درحالیست که برخلاف آنچه برای ما ذهنیت سازی شده اجناس اسرائیلی در کشورهای مسلمان پر فروش ترند تا در کشورهای اروپایی و این اتفاقا نشان از عدم کیفیت بالای این اجناس در مقایسه با محصولات دیگر کشورها دارد.
6- نتیجه اخلاقی : ولش کن!! ، فقط جون مادرت دست از کمک کردن به شیطان به اسرائیل به دشمن خودت بردار، ای مسلمان ! ای برادر ! ای ...