تبليغاتX
موج خمینی

موج خمینی

پیش به سوی حکومت جهانی اسلام

مرگ بر شاهین نجفی

مرگ بر شاهین نجفی بی شرف

از خدا میخواهم نوابی ظهور کند، اصلا از خدا میخواهم نواب شوم تو را بکشم و بر فراز جنازه متعفنت اذان بگویم



+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 23:33  توسط امیر حسین رضوانی  | 

انتخابات نوشت

امشب درست 6 ساعت مانده به آغاز رای گیری مرحله دوم گفتم بد نیست برخی حرفهای دلم را در اینترنت انتشار دهم .

اول : زاکانی را دوست داشتم آن زمانها که با دانشگاه آزاد و مرتضوی و فتنه و مشایی درگیر میشد نه این روزها که بجای دغدغه و آرمان برای رسیدن به قدرت، نه روشنگری، که دست به هر کاری میزند!

دوم : جرس را میخواندم لذت بردم از توهینهایی که به پایداری میکردند و بیش از همه لذت بردم از این جمله ( طرفداران مصباح و جبهه پایداری از دیگر طرفداران رهبری تندروتر بوده خواستار برخورد قاطع تر با هاشمی رفسنجانی هستند.)

سوم : مملکت جالبی داریم 13 ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری سایت قالیباف 92 راه میافتد ستاد میزنند خرج میکنند و همه حرف از دخالت احمدینژاد و جریان انحرافی در انتخابات و ... میزنند خوب حتما بی قانونیهای یک شهردار گناه و انحراف نیست . چیزی که برای رئیس جمور بهتر است اصلا باعث استیضاح شود .

چهارم : در آخربه همه خاله زنکهای عرصه سیاست در ایران خسته نباشید میگویم!!!؟


+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:14  توسط امیر حسین رضوانی  | 

باید به جریان تمدن ساز اسلامی رای داد

انتخابات با همه سر و صدا هایش پر شده از سانسور بچه حزب اللهیها طرف مقابل واقعا قصد دارد صورت مسئله را عوض کند فقط به ما میگویند شما به صورت اثباتی چیزی برای گفتن ندارید هر چه میگوییم مگر میگزارید حرفی بزنیم که جای مطرح کردن حرفهای ثبوتی هم باشد، البته چیزی که به جایی نرسد فریاد است !!!!

سردبیر یکی از دو نشریه جبهه پایداری( هفته نامه 9 دی ) بازداشت میشود

سایت بیباک وسایت 598 فیلتر میشود

و همچنان شفاف و تهران امروز با لجن پراکنی دم از اخلاق میزنند!!!

حالا انصاف بدهید رجا نباید در برابر تهمتها و لجن پراکنیهای گوناگون از آبروی مومن از آبروی نظام و از آبروی دستاوردهای انقلاب دفاع کند و آیا در این هجمه جایی هم برای طرح مسائل ثبوتی میماند .

همه اینها را گفتم نه برای درد دل برای اینکه اشاره ایی کنم به قسمت ثبوتی قضیه !؟

به روشنی باید گفت غروب جریان مدرنیته خواه در افق جامعه ایرانی از بهمن 57 شروع شد و پس از انتخابات 88 به پایان رسید فتنه درد جان کندن این فرزند نامشروع استعمار غرب در ایران بود . اما همه چیز به پایان نرسیده است جریان خواهر خوانده آن یعنی مدرنیته اسلامی همچنان زنده است و اتفاقا با استفاده از رنگ و بوی دینی تر خود( نسبت به حاشیه های کمرنگ و از سر ناچاری دینی جریان مدرنیته خواه ) به شدت به اسم اسلام و انقلاب و ولی فقیه در حال فعالیت است همه را سانسور میکند و به همه حمله میکند تا کسی متوجه نباشد که این جریان در طراز آرمانهای انقلاب اسلامی نیست .

این جریان (مدرنیته اسلامی ) در باب علوم اسلامی ـ در باب توسعه ـ در باب عدالت ـ خود را مبتنی بر اندیشه های جهان شمول انسان غربی میداند اگر هم نداند به شدت عملگراست نتیجه برایش مهم است به تئوریها و تاثیر استفاده از ابزار غیر بومی توجه ندارد و یا حتی آن را تخطعه میکند ویا با بدبینی به آن مینگرد چون آن را آزمایش نشده نمیداند . به ماتریالیسم عملی دچار شده حاضر نیست هزینه ساخت تمدن اسلامی را از کیسه اعتبار خود خرج کند و مطمئننا به سنت الهی هم بیمناک است و یقین ندارد . منظورم نه با کل لیست جبهه متحد که با جریان منتسب به قالیباف و لاریجانی و ساکتین فتنه است برای این آقایان تحقق تمدن اسلامی به واقع همان تفکر رفسنجانی معابانه ژاپن اسلامی است . میگویند مدرنیته را قبول میکنیم و بر آن حدی از اسلام میزنیم . اینجاست که آدم در میماند اندیشه تکنو کرات گونه آقایان وجه ثبوتی است و این همه آرمان تجربه و نظریه در حوزه تمدن سازی اسلامی گفتمان صلبی است ؟!( دراینجا توصیه میشود امثال نبویان و روانبخش و سقای بی ریا را با همه پشتوانه تئوریک گفتمان موسسه امام خمینی مقایسه کنید با پشتوانه کسی مثل باهنر )

نمایندگان مجلس آینده باید توان تحمل و استقامت و اخلاص انقلابی لازم برای حرکت دادن قوانین و ساختارهای جامعه به سمت تمدن اسلامی را داشته باشند . ما به نمایندگان کپی ـ پیست کار هیچ نیازی نداریم نمایندگانی که کار تخصصیشان ترجمه قوانین کشورهای دیگر و منتاژ داخلی آن است . ما به نمایندگانی که به فکر ساخت تمدن اسلامی نباشند و نهایت دغدغه اشان تمدید دوره هر 4 سال یک بار باشد نیازی نداریم. به نمایندگانی که نهایت آرمانهای امام و شهدا را در سوال از رئیس جمهور و جنجال و سر و صدا بر سر آن میدانند نیازی نداریم. به نمایندگانی هم که بینش صحیحی از افقها و قلل تمدن اسلامی ندارند ایذا هیچ نیازی نداریم .

ما به جاده صاف کنهای انقلاب به ادامه دهندگان راه شهدا به انقلابیونی نیاز داریم که در برابر هیمنه غرب با ساخت و پرداخت تمدن اسلامی تمدن آمریکا را به چالش بکشند و افق چشم جهانیان را به سحرگاه ظهور باز کنند .

تکلیف ما مشخص است مبارزه همچنان باقیست دیروز جریان مدرنیته خواه به دنبال کودتا بر علیه نظام بود امروز جریان مدرنیته خواه اسلامی در فاز اول به دنبال پیگری استحاله نظام و عدم اجازه به انقلابیون برای پیشبرد و تحقق آرمانهای نظام و انقلاب است .

با آنکه من دوست دارم با این جریان انقلابی باشم و خودم میدانم که چقدر از آنان دورم اما رای من جریان انقلابی تمدن ساز است . اگر بنایم بر لیست باشد 80 درصد لیست جبهه پایداری این ویژگی را دارد . ویژگی که در لیست جبهه متحد به جای قاعده به استثنا بدل گشته .


برچسب‌ها: رای به تمدن اسلامی, جبهه پایداری
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 11:44  توسط امیر حسین رضوانی  | 

من به سلیمی رای میدهم !!!

این روزها هرچه به کاندیداهای شهرستانهای محلات و دلیجان نگاه میکنم میبینم کسی حتی در حد و اندازه سلیمی به وسط میدان نیامده بازی خیلی مشخص و ساده است یک نماینده از کف مطالبات حزب الله (باارفاق) و نمایندگان بیشماری از میانه و انتهای فضای اصلاحات و جریان انحرافی و آدمهای بی ربطی که انسان میداند اگر زمام امور به دستشان بیافتد هیچ چیز معلوم نیست و به صراحت بگویم اصلا مشخص نیست فرد مورد نظر در مجلس چه کاره باشد؟ با چه طیفی ساخت و پاخت کند یا چه جریانی او را سوار بر موج خود کند.( این داستان برای جلالی یا موسوی زاده کاملا صدق مینماید )

در چنین شرایطی و با وجود تمام بی تقواییهای چند ماه اخیر یاران سلیمی و با وجود تئوری دوستان که باید چپ و راست را با هم داشت. اما به خاطر رای نیاوردن نمایندگان اصلاحات و افتادن تریبون مجلس دست آدمهایی که تکلیفشان در شرایط سخت با ولایت و نظام مشخص نیست به سلیمی رای میدهیم و از سلیمی حمایت میکنیم با تمام انتقادها و شکایتهایمان که البته تا به حال فقط به صورت خصوصی با خود او و اطرافیانش مطرح کرده ایم و البته آنها به صورت علنی ما را تخریب کرده اند.

سلیمی باید رویکرد خود نسبت به اطرافیانش و نسبت به حزب الله شهرستان را کمی عوض کند از اولی کمی فاصله گرفته و به دومی نزدیکتر شود اما ما برای اصلاح ابرو هیچگاه چشم را کور نمیکنیم! البته امیدواریم عفونت ابرو خود باعث کوری چشم نشود!؟

حال وظیفه و عمل انقلابی شرعی و عقلانی ما حمایت از همین نماینده حداقلی جریان حزب الله است و تلاش برای رای آوری او .



برچسب‌ها: انتخابات مجلس محلات و دلیجان, علیرضا سلیمی, حزب الله شهرستان محلات
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 12:12  توسط امیر حسین رضوانی  | 

تونس به کدامین سو؟

در تئوریهای توسعه در علوم سیاسی مشهور است که به هر اندازه شما اقتصادسرمایه داری را اخذ کنید ناچار باید سیاست و فرهنگ مبتنی بر اقتصاد سرمایه داری که همان لیبرال دمکراسی در عرصه سیاسی و لیبرالیسم در عرصه فرهنگی است را نیز بپزیرید و عدم پزیرش از طرف شما باعث انباشت موجی از نیاز به این موضوع میگردد و این موج هرچقدر بزرگتر شود مخربتر می گردد موجی که بر اساس این تفکر در آغاز سال 2011 انقلابی لیبرالی را در تونس به وجود آورد. اما اگر همه مسائل به همین سادگیست پس چرا غرب و مشخصا آمریکائیها زودتر دست به کار نشدند و شرایط را کاملا کنترل شده به پیش نبردند ؟اما من میگویم آنها سالهست که دست به کار شده اند طرح خاورمیانه بزرگشان کاملا موید همین موضوع است . در ضمن آنها به خوبی به تئوریهایشان هم اعتقاد دارند چه دیدیم که در مصر به سرعت کوتاه آمدند زیرا با توجه به تئوری پیش گفته مصر را نزدیکتر به الگوی خود میدانستند اما در یمن و یا بحرین این کوتاه آمدن رغم نمیخورد .

اما از لابلای فضای اندیشه توسعه و نوسازی کمی بیرون بیاییم و به فضای اندیشه اسلامی سنی مراجعه کنیم تا در اینجا تکلیف کار بر ما مشخص شود فقه سنی قدیم به هیچ عنوان بحث انقلاب را جایز نمیشمرد حتی در برابر حکومت ظالم اما نظریات جدید فقهی در اهل سنت که پایگاه اصلی آن هم در گروههای اخوانی است با نگاه به ضرورت احیائ خلافت اسلامی به دنبال حکومتی نیمه آرمانی حرکت میکند و همین زمینه ساز نوعی عدم پزیرش نظام ظالم در این فضا میگردد فضایی که به هیچ عنوان در بین گروه های حنبلی وجود ندارد و اگر در سوریه ما شاهد اعتراض هستیم این اعتراض اعتراضیست به حکومتمجوسان علوی که البته کشتنشان برای ورود به بهشت واجب است !

اما واقعیت نه دمکراسی خواهی لیبرال است نه تولد توانی جدید در فقه اهل سنت برای انقلاب اللخصوص فقه حنبلی واقعیت عبارت است از بغض فرو خورده مستضعفین کشورهای اسلامی مستضعفینی که استضعاف فرهنگیشان انقدر هست که ندانند یا حتی برایشان مهم نباشد فقه محافظه کار سنی مئاب چه نسخه ایی برایشان میپیچد مستضعفانی که استضعافشان آنقدر هست که به نان شب محتاج باشند و با دست فروشی همانندمحمد البوعزیزی (جوانی که با خود سوزی خود راه بیداری اسلامی را هموار کرد)  زندگی را بگزرانند و اصلا امکان حضور در اینترنت یا فیس بوک را از لحاظ توان مادی نداشته باشند چه رسد به اینکه بخواهند در آنجا به یکباره لیبرال شده در همان فضای مجازی ارتقای سطح نموده به طبقه خرده بورژوا دخول کرده و از آنجا پرچم انقلاب لیبرال را بر سرزمین خود بکوبند . مستضعفانی که اتفاقا به نماز ، حجاب و دیگر عناصر گفتمانی اسلامی دل بسته اند ( شواهد آنرا میتوانید بعد از انقلاب تونس اللخصوص ببینید ) شعار اصلیشان ا.. اکبر است و البته رایشان هم ایجاد حکومت اسلامی است . شما اینها را لحاظ کنید در برابر این واقعیت سخت و صعب که مطالبه مردم بسیار بیش از توان فقه کنونی اهل سنت و یا حتی پتانسیل و افقهای پیش روی آن است . تونس تمامی این قواعد را دارد مردم بر علیه یک حکومت سکولار قیام میکنند شعار دینی میدهند گفتمان دینی رقم میزنند رای به حکومت دینی میدهند و بسیاری چیزهای دیگر و از آنطرف به واقع نه پایگاه فقهی از اهل سنت در آن کشور است و نه تشکیلات منسجمی حداقل در حد و اندازه اخوان المسلمین مصر . اصلا چرا انقلابهای عربی با تحلیل لیبرالها در مصر زودتر از تونس رخ نداد ؟ خوب دقیقا به خاطر همین عدم وجود مرکز فقهی محافظه کار یا حتی عدم پاسخگویی دوباره مدلهای نوسازی در این فضای فرهنگی از جهان شما دیگر تقدمه و تاخرهای علمیتان در این فضا جواب نمیدهد و غلط از آب در می آید . اما سوال اساسی از خودمان است که چرا در این شرایط اعتقاد ما به سنن الهی کمتر از اعتقاد غربیها به نظریات اثبات ناپذیر و ایدئولوژیکشان است؟

واقعیت این است که سنت خدا جاری میشود و در ورای تمام این تحلیلها مستضعفین وارثان نهایی زمینند شاید انقلاب تونس در 2011 به سرنوشت مشروطه ما دچار شود اما سنت خداوند پایان نمییابد. استضعاف با نظامهای نا عادلانه لیبرال یا بر آمده از فقه بریده از اهل بیت و سنی ماب رخ از ما بر نمیگیرد و ایذا شرک و کفر. و تا این عوامل هست ماهستیم و تا ما هستیم مبارزه هست و تا مبارزه هست انقلاب هست بیداری هست امید هست و سحر نزدیک است.


برچسب‌ها: تونس اسلامی, بیداری اسلامی, سنت الهی, آینده تونس, تئوریهای نوسازی
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 1:8  توسط امیر حسین رضوانی  | 

یوم الله سلام

از نظر من زمانی میتوانیم بفهمیم 9 دی چیست که با خود فکر کنیم اگر 9 دی رخ نمیداد چه میشد ؟ بهتر بگویم فتنه گران را مانند روز 13 آبان و روز قدس به حال خود وا میگزاشتیم و مقابله با فتنه را به گروه اندکی از مردم در روز عاشورا واگزار میکردیم. مطمئن باشید عالم طور دیگری رقم میخورد ظهور طور دیگری رقم میخورد بیداری اسلامی جور دیگری میشد آخرت من هم شاید به گونه ایی دیگر صورت میافت. از گالیور بازی خوشم نمیاید فقط محض این گفتم که بدانیم و بدانم 9 دی چه نعمتی بود از جانب خدا بر ما 9 دی چه روز قدری بود در زمانه ما . خدا چنین روزهایی را دوست دارد و دعا در چنین روزهایی سریعتر به آسمان میرود. در 9 دی دعا برای فرج آقا فراموش نشه!


http://www.esalehin.ir/AttachFiles/images/10_8810091579_L600.jpg

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 12:54  توسط امیر حسین رضوانی  | 

محرم ارباب

خدا روزیمان را در این ماه محرمیه زیاد کند من که حالا حالا ها باید اشک داشته باشم تا بریزم و بلکه حسابم را صاف کنم تا بین خودم و خدا را اصلاح کنم

الهم ارزقنا رزقا حلالا طیبا طاهرا

http://www.askquran.ir/gallery/images/9667/1_ashura4.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 1:20  توسط امیر حسین رضوانی  | 

روزمرگی نوشت

روزی این وبلاگ جایی بود برای نوشتن چند وقتی میشود که مردم دیگر در وبلاگهایشان کمتر مینویسند گویا میکروبلاگها یا همان شبکه های اجتماعی خودمان کار و بارشان این روزها بهتر گرفته و موج خمینی در  پلاس پر طرفدار تر است تا در بلاگفا

اما این وبلاگ هنوز هم جایی است برای نوشتن اما حالا که کمی درد استضعاف اینترنتی میکشم و کمتر میتوانم در اینترنت حضور داشته باشم از وبلاگ هم خوشم نمی آید گویا هنوز هم که هنوز است در این کشور اینترنت مال بچه مایه دارهاست هم سطهحای من نمیتوانند هر آن به راحتی به اینترنت وصل بشن تا از طریق وبلاگ مطالب مرا دنبال کنند به همین خاطر عذاب وجدان دارم با آپ کردنت ای وبلاگ!!!

این روزها طعم الاهیات سیاسی با دکتر کاشی طعمی است که برای ذهن من نامفهوم و نامانوس است نه شیرین است نه تلخ نه با نمک نه بی نمک و نه حتی تند و ... مزه عجیبی دارد شاید هنوز این طعم را نامگذاری نکرده اند؟؟؟




+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 1:9  توسط امیر حسین رضوانی  | 

مجلس اصولگرا

2 ماهي ميشد يا بهتر بگم 3 ماه كه بخاطر حاشيه سازيهاي طرفداران عليرضا سليمي نماينده محلات وبلاگم را آپ نميكردم يا خنثي مينوشتم. اتفاقات دردناكي در شهرمان رخ داد و مانند يك محافظه كار پير دم بر نياوردم. نه كاري به عدالتخواهي داشتم نه كاري به سياست . راستي گفتم سياست من كه  حرفي نزدم از جلسات سليمي با حاميان لاريجاني و قاليباف و ... نه حرفي از مقالاتي كه براي روزنامه تهران امروز و ... ميدهد. (خيلي زور دارد آدم از كيهان به تهران امروز برسد)و نه حرفي از دروغگوييها و حتاكيهاي اين طيف به ظاهر اصولگرا پشت سر هر كسي كه از روي دلسوزي به آنها نقدي منصفانه ميكند. البته آنها هم نامردي نكردند  وآنقدر فضا سازي كردند كه لاجرم از هيچ فساد و ريا و كثافت كاري در شهر و حتي در كشور حرف نزنيم. نه جرات حمايت از جنبش وال استريت را داشتيم كه نكند بما بگويند آنها فلان قشر را جزو فلان يك درصد جامعه ميدانند. نه جرات صحبت از اختلاس   3000000000000ميليارد توماني.

هيچ نگفتيم چون بين بد و بدتر هم كه شده بايد بد را برگزيني اين قانون گريز نا پذير دموكراسي غربي است و البته عباسي اصلاح طلب بدتر اين داستان شگفت ماست.

وبلاگم را بخاطر اينها نبود كه آپ كردم! به خاطر اينها آپ نميكردم. اما آنچه مرا وادار به نوشتن دوباره كرد قانون بسيار زشت و توهين بر انگيز مجلس بود درباره حقوق مسئولان سياسي.

و ديدم هيچكس بهتر از حسين شريعتمداري در اين دو  بند حرف دل امثال ما را نزده

اين سؤال جدي و منطقي از نمايندگان رأي دهنده به استفساريه مورد اشاره در ميان است كه آنان نماينده مردم هستند و براي خدمت به مردم و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران وارد مجلس شده اند و يا آن كه خداي نخواسته در قبول اين مسئوليت سوداي سود داشته و به منافع مادي و شخصي خود مي انديشيده اند؟!

راستي امسال را رهبر فرزانه و حكيم انقلاب سال «جهاد اقتصادي» ناميده و درباره چرايي انتخاب اين نام نيز توضيح روشني ارائه فرموده اند. به يقين مقصود و منظور آقا از جهاد اقتصادي، تلاش مسئولان محترم دولتي و نمايندگان مجلس براي تامين رفاه مادام العمر خود نبوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 12:10  توسط امیر حسین رضوانی  | 

جون مادرت به اسرائیل کمک نکن!!

جون مادرت به اسرائیل کمک نکن ( قسمتی از التماسهای یک کودک فلسطینی)

1- شعار : مرگ بر اسرائیل

2- عقیده: از اسرائیل بدم می آید آنقدر دلم میخواهد یک روز همانند مکه و مدینه بتوانیم به زیارت قدس شریف نائل شوم ، از فراماسونری جهانی متنفرم هر چی میکشیم زیر سر این جانوراست، ای کاش میتونستم به این مردم مظلوم غزه کمک کنم.

3-  عمل :وای که دلم چقدر فانتا میخواد! ، میدونستی بهترین گوشی دنیا نوکیاست؟ ، لب تاب فقط hp ، نسکافه نستله رو که نگو و نپرس؟

4- نگاه از بیرون : در طول یک سال چه شود- اتفاقی بیافتد حالی بهمان دست بدهد، در انتهای افق شرافت و مردانگی قرار بگیریم ناگهان 200 تومان کمک کنیم به فلسطین، اما اما امان از کمکهای میلیونی به اسرائیل ، آنهم بدون چشمداشت !

5-  تحلیل واقعیت : سالی 200 به زور میدیم فلسطین که دوستش داریم سالی  میلیون میدیم اسرائیل که ازش نفرت داریم این درحالیست که برخلاف آنچه برای ما ذهنیت سازی شده اجناس اسرائیلی در کشورهای مسلمان پر فروش ترند تا در کشورهای اروپایی و این اتفاقا نشان از عدم کیفیت بالای این اجناس در مقایسه با محصولات دیگر کشورها دارد.

6- نتیجه اخلاقی : ولش کن!! ، فقط جون مادرت دست از کمک کردن به شیطان به اسرائیل به دشمن خودت  بردار، ای مسلمان ! ای برادر ! ای ...

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 0:0  توسط امیر حسین رضوانی  |